014

تئاتر آوای شادخواری

در ابتدا، تئاتر آوای شادخواری بوده است: مردمی آزاده که در فضای باز آواز می‌خواندند، در کارناوال‌ها، در جشن‌ها.

بعد طبقات حاکم تئاتر را در اختیار گرفتند و سدهایی بر سر راه آن به وجود آوردند. نخست مردم را از یکدیگر جدا کردند و بدین‌سان بازیگر و تماشاگر به‌وجود آمد، یعنی کسانی عمل می‌کردند و دیگران تنها نظاره‌گر بودند. جشن تمام شد! سپس دیگران بازیگران را از یکدیگر جدا کردند و در میان بازیگر نقش اول و همسرایان (توده مردم) تمایز به‌وجود آمد و از آن هنگام بود که تلقین‌های تحمیلی آغاز شد.

مردم ستمدیده خود را رها می‌سازند، دوباره تئاتر را فتح می‌کنند. باید دیوارها را خراب کرد. اول تماشاگر بازی را شروع می‌کند: تئاتر نامرئی، تئاتر شورایی، تئاتر ـ مجسمه…

هر انسانی به‌تنهایی یک تئاتر کوچک است، به دیگر سخن، او تمامی نقش‌ها را ایفا می‌کند و تمامی کارها را انجام می‌دهد. تئاتر مردم ستمدیده بر همین اندیشه‌ی ساده و مقدماتی استوار است، تئاتری که ما همگی در آن حضور داریم، حال چه آموزش تئاتر دیده باشیم و چه ندیده باشیم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *